خرید بک لینک
16-4-96 من رفتم مشهد نمیدونم چرا ولی انگار امام رضا منو طلبید و من رفتم دیدنش یه روز کمتر بودم اونجا و زود برگشتم برعکس توافقم تنها رفتم نه حاجت گرفته و دوتایی.

ولی از امام رضا و اقای نخودکی نمی گذرم اگه حاجتم رو نده و حلال نمیکنم ضجه زدن هامو.

به اقا گفتم من طاقت یکماه یا بیشتر رو ندارم همین روی که برگشتم حاجتم روا کن

من هر کاری می شد کردم هر دعایی هر ذکری به خدا به امامها التماس کنم امام رضا هم شد اخرین کلیدی که توی قفل مشکلم انداختم

اونجا هم گفتم من کس دیگه رو نمیخام یه چیز دیگه

من فقط همون رو میخوام تا اومدم دیدم توی اینستا عکسش رو عوض کرده و من عصبانی هستم

امام رضا خیلی ... من این همه راه اومدم و ازت چی خواستم حتی خودمو بستم به پنجره فولاد و نامه به همراه عکس رو انداختم توی ضریح

دمت گردم اگر چشمم منتظر بمونه و یا دستم خالی زودزود همین امروز معجزه میخام که بهم زنگ بزنه

+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:25 توسط یاسی |

برچسب: رفتم,مشهد, نویسنده: آرتمیس موسوی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:20

صفحه بندی